سیستان: رنج دوران و مسئله زنان

گزارشی از سفراعضای دبیرخانه توسعه مدرسه تعاونی به چابهار به منظور فعالیت‌های ترویجی و همکاری با تعاونی‌های این شهرستان

سمیرامیس شاه اسماعیلی

 

استان سیستان‌وبلوچستان از جنوبی‌ترین و پهناورترین استان‌های کشور است. این استان به سبب وجود جاذبه‌های گردشگری، معادن، همجواری با دریای عمان، مرز مشترک با دو کشور افغانستان و پاکستان و قرار گرفتن در مسیرترانزیت منطقه از ظرفیت‌های بالقوۀ زیادی برای رشد و توسعه برخوردار است، اما با این وجود، به لحاظ توسعه‌یافتگی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست؛ به نحوی که این ناحیه پائین‌ترین سطح توسعه را در میان استان‌های کشور، پیش و چه پس از انقلاب، داشته است. سیستان که روزگاری تأمین‌کنندۀ گندم ایران بود امروز نه از آب شیرین بهرۀ چندانی دارد و نه از رونق  کشت‌وکار و بازار و بر اساس شاخص‌های عمومی  بهداشت و سلامت در محرومیت به ‌سر می‌برد. از این رو هر چند خلیج فارس با تمام ذخایر و مکنوناتش بر اهل سیستان  گشوده است اما رونق اقتصادی از سرای آنان دور است.

در یک منطقۀ پیرامونی زنان به طور مضاعف در معرض محرومیت قرار می‌گیرند و به دلیل نقش کانونی آنها در خانواده،  این موضوع عامل موثری در بازتولید چرخۀ فقر است. زنان در این استان به دلیل فقر اقتصادی، باورهای فرهنگی و تعصب‌های رایج از تحصیل باز می‌مانند و در سنین پائین به اجبار تن به ازدواج می‌دهند. در این شرایط وخیم، مردان کمتر امکان تأمین معاش خانواده را دارند و زنان نیز به طریق اولی از این شرایط متأثرند، لذا شرایط سخت و ضرورت تأمین معاش مردان را به سمت مشاغل کاذب سوق داده است و بعضا روانۀ میدان قاچاق کالا و ...کرده است و زنان را هم واداشته که حداکثر توانایی‌شان را در ازای حداقل دستمزد به میدان مبادلۀ اقتصادی آورند.

 زنان بلوچ میراث‌دار یک سنت زنانه‌اند؛ آنها از کودکی سوزن به دست گرفتن و نقش انداختن بر پارچه را از مادرانشان می‌آموزند و به محض آنکه بزرگتر می‌شوند به شکل حرفه‌ای سوزن‌دوزی را شروع می‌کنند. لباس زنان بلوچ شاهدی بر این مدعاست که با ظرافت تمام حاشیه‌دوزی می‌شود و عموماً تعصبی خاص نسبت به حفظ آن به عنوان شاخصۀ هویت قومی خود دارند و این هنر درخور توجه اصلی‌ترین صنایع دستی استان تلقی می‌شود. اقبال عمومی به این هنر باعث شده است که بازار سودآوری در عرصۀ گردشگری و صنایع دستی ایران، به دست آورد.

دبیرخانۀ توسعۀ مدرسه تعاونی در راستای اهداف ترویجی خود برای گسترش تعاونی‌ها و نیز با دغدغۀ پرداختن به مسئلۀ زنان به چابهار سفر کرد و طی نشستهایی با اهالی و مسئولان منطقه به بررسی مقدماتی مسئله پرداخت. در نشست گروهی که با حضور خانم محسنی(مدیر دبستان غیردولتی و کاندید شورای شهر)، خانم موسوی(مدیر دبستان دانشوران)، خانم آرش(مربی سوزن‌دوزی )، خانم.....(مدیر تعاونی نگین ماهکان )  و آقای مهندس امیریان مدیر کل ادارۀ تعاون استان، خانم آناهیتا اصلاح‌پذیر(عضو دبیرخانه مدرسه تعاونی) برگزار شد، از خانم محسنی  که کاندید شورای شهر است؛ خواسته شد وضعیت زنان استان را شرح دهند. او در این باره گفت: «وضعیت زنان در استان بسیار نامطلوب و حتی بحرانی است. دختران در سنین کم به اجبار ازدواج می‌کنند. به دلیل ناآگاهی از مسائل بهداشتی و نداشتن آموزش به سرعت باردار می شوند. شوهران آنها در همان اوایل ازدواج، بعضا یا ترکشان می‌کنند و یا گرفتار مجازات قاچاق کالا و یا اعتیاد می‌شوند و به هر نحو زنان خودشان سرپرست خانوار می‌شوند. حتی مردانی هم که می‌مانند خانواده‌ای هفت-هشت نفره خواهند داشت که درآمدشان کمتر کفاف تأمین معاش‌شان را خواهد داد. بنابراین زنان مجبورند خودشان دست به کار شوند. با وجود شرایط سخت تعصبات مذهبی در شهر آنان کمتر می‌توانند در جایی کار کنند و فقدان سرمایه و پول نیز راه‌اندازی کسب‌وکار را برایشان ناممکن می‌کند. زنان اغلب قلیان می‌کشند و شمار قابل توجهی هم گرفتار اعتیادند. به نظر من مسالۀ اصلی زنان اینجا فقر و ناآگاهی است که فقط با آموزش برطرف می‌شود؛ آموزش در زمینۀ بهداشت و تنظیم خانواده تا آموزش‌های دیگر...».

خانم موسوی مدیر دبستان غیردولتی دانشوران است. او چند سالی است که در این شهر زندگی  کرده و حالا با طیفی از معلمان زن در ارتباط است و به این واسطه آنان را از نزدیک می‌شناسد. او می‌گوید: «زنان در این شهر وضعیت خوبی ندارند چون کمتر وارد فضای کار و آموزش می‌شوند. در صورت ورود به این فضاها هم غلبۀ تفکر سنتی برای آنها کار و آموزش را در اولویت قرار نمی‌دهد. به مدرسه می‌آیند اما حضورشان فقط به کلاس رفتن ختم می‌شود و حتی نیم ساعت بعد از اتمام کلاس نمی‌توانیم آنها را برای برگزاری جلسه و یا کلاس آموزشی، در مدرسه نگه داریم. چون معتقدند باید به سرعت به خانه برسند و نقش‌های محول در خانه را ایفا کنند. از آنجا که معلم‌ها مهم‌ترین رکن در جریان آموزش هستند؛ جو حاکم باعث پایین آمدن راندمان آموزش نیز می‌شود».

خانم درخشانی معاون آموزشی دبیرستان و غیر بومی است. او می گوید: «اینجا معلمان غیربومی اغلب فعال‌تر از معلمان بومی هستند، اما به خاطر سختی شرایط، آنها هم زمان زیادی را اینجا نخواهند ماند و بنابراین ما با یک جمعیت در حال حرکت مواجهیم که مستقر نمی­شوند تا جریانی را ایجاد کنند و یا تغییری به وجود بیاورند. اینجا یک حلقه بسته است و با بیرون از خودش کمتر ارتباط دارد. به همین دلیل انگیزه افراد ترغیب نمی­شود که کار جدیدی انجام دهند».

خانم آرش یک زن بلوچ است. او توانسته یک کارگاه کوچک آموزش سوزن‌دوزی به زنان برپا کند. کارگاه او در روستا، یک اتاق نه چندان بزرگ است که زنان را گرد می‌آورد و در شرایط سخت در حالی که فرزندان‌شان را در آغوش و یا پیرامون خود دارند به سوزن‌دوزی مشغول می‌شوند. او از وضعیت زنان سوزن‌دوز اینطور می‌گوید: «اغلب خانم‌ها فقط تا ظهر می‌توانند در کارگاه حاضر باشند. وقت‌شان محدود است چون باید به شوهر و فرزندان‌شان برسند. مردها ظهر برای خوردن نهار به خانه می‌آیند و بنابراین باید سر ظهر خانه باشند. این موضوع باعث می‌شود زمان‌شان برای انجام کار محدود شود.  با این زمان محدود، تکمیل یک قاب کوچک سکه‌دوزی تقریبا نزدیک به سه روز زمان می‌خواهد تا تمام شود و بعد از سه روز این قاب را به قیمت سی هزارتومان می‌فروشند یعنی روزی ده هزارتومان کار می‌کنند و البته چون وضعیت مالی مردم خیلی خراب است همین مبلغ هم برای آنان مهم است. در کارگاه از دختران بسیار کوچک تا زنان سالمند حضور دارند و مشغول آموزش و کار هستند. مشکل اصلی آنها برای انجام صنایع‌دستی این است که از حداقل سرمایه برای خرید مواد اولیه محرومند، بنابراین مجبور می شوند هنری که اینجا یاد می‌گیرند را در یک کارگاه یا تولیدی دیگر انجام دهند و در ازای مواد اولیه که از صاحب‌کار می‌گیرند، درصدی از کارشان را به آنها بدهند».

کار اقتصادی به منزلۀ شیوه تامین معاش در شرایط ناعادلانه نه تنها به توان‌افزایی منجر نمی‌شود بلکه می‌تواند به جریان بهره‌کشی و استثمار گروه‌های آسیب‌پذیر بیانجامد؛ اما در شرایط عادلانه افزون بر درآمدزایی، می‌تواند تعامل انسانی، مشارکت و توان‌افزایی را با خود به همراه داشته ‌باشد. تعاونی امکانی است که می‌تواند شرایط عادلانه‌تری را برای کار تأمین کند. در این نظام کار، امکان بهره‌کشی کمتر می‌شود و اعضا ضمن مشارکت در جریان کار و تحقق ظرفیت‌های شخصی، به سود و منافع اقتصادی نیز دست می‌یابند.

خانم......(مدیر تعاونی ماهکان) غیربومی است و حدود سیزده سال است که در منطقه مستقر است. او به عنوان عضو یک تعاونی صنایع دستی به ما معرفی شد که با زنان بومی به تولید محصولات صنایع دستی اشتغال دارد. در معرفی سازمان کار تعاونی ماهکان گفت: «تعاونی آنان هفت عضو دارد و محصولات تولید شده را در کشور عمان، اکراین و نمایشگاه‌های فصلی در تهران به فروش می‌رساند. زنان بلوچ برای تعاونی مکران کار می‌کنند و در قبال تولید محصولات، درصدی دریافت می کنند».

آقای امیریان مدیر اتاق تعاون استان سیستان و بلوچستان معتقد است: «صنایع دستی این استان ظرفیت خوبی برای ارتقای معیشتی بومیان سیستان دارد و اگر به شکل تعاونی اداره شود می‌تواند به حداکثر بهره‌وری برای تولیدکنندگان منجر شود، البته مسئلۀ اصلی این‌ست که تعاونی‌ها به آموزش مفاهیم پایه نیاز دارند تا از سطح نام و شعار فراتر رفته و ارزش‌های تعاونی را در کارشان لحاظ کنند. ما برای تحقق واقعی تعاونی‌ها، اخذ وام و تسهیلات را در گرو عضویت حداکثری زنان تولیدکننده صنایع دستی در بدنۀ اصلی تعاونی، قرار داده‌ایم».

خانم اصلاح‌پذیر، عضو دبیرخانۀ توسعۀ مدرسۀ تعاونی دربارۀ تفاوت تعاونی با موسسات خصوصی گفت: «تفاوت تعاونی با موسسات خصوصی این‌ست که بنای تعاونی نه صرفاً بر تولید محصول که بر توان‌افزایی افراد استوار است، اما در مجموعه غیرتعاونی هدف اصلی تولید برای کسب سود بیشتر است. بنابراین تعاونی باید شرایطی ایجاد کند که اعضا در جریان تولید مشارکت کنند و سود برابری را نیز کسب کنند. اگر غیر از این باشد، تأسیس تعاونی نقض غرض است».

تغییر وضعیت فرهنگی و اجتماعی خانواده بدون تغییر شرایط معیشت که زمینۀ تغییر رویکردهای فرهنگی، باورهای ذهنی و الگوهای رفتاری را مهیا می‌کند، امکان‌پذیر نخواهد بود. اشتغال زنان می‌تواند هم به تقویت بنیۀ اقتصادی خانواده و هم تقویت نقش زنان کمک کند که در نهایت به تغییرات اجتماعی منجر خواهد شد. تغییر رویکردهای فرهنگی و اجتماعی، زمانمند، بطئی و درون‌بود، نیازمند صرف زمان و تغییر شرایط زندگی و البته آموزش مناسب است. تغییر سطح اقتصادی از طریق اشتغال می‌تواند به  تقویت بنیۀ زنان و از آن طریق  تقویت خانواده منجر شود که در بلندمدت سهم آموزش را در سبد خانوار افزایش می‌دهد و تعاملات و مناسبات جدید، به تغییر رویکردها و پنداشت‌های پیشین منجر خواهد شد. البته باید توجه داشت که شرایط اشتغال در تحقق اهداف ذکر شده تعیین‌کننده است. در واقع مراد از اشتغال فرصتی مبتنی بر امکانات و محدودیت‌های موجود است تا بتواند به بهترین نحو و در عادلانه‌ترین شرایط، به توان‌افزایی زنان در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر شود.

صنایع دستی گاه تنها امکانی است که زنان سیستانی برای کسب درآمد و ورود به چرخۀ مشارکت اقتصادی دارند و در فضای اجتماعی که کمتر امکان مراوده و تعامل برایشان وجود دارد، محیط کار و روابط وابسته به آن، حداقل فضای عمومی است که امکان مشارکت و تعامل را برای آنها مهیا می‌کند. بنابراین در شرایطی که رویکرد فرهنگی حاکم بر تعاملات اجتماعی، امکان اثرگذاری و عاملیت در فضای خارج از خانه را کمتر به زنان می‌دهد، اشتغال در ساختار تعاونی و فضای کار مشارکتی، می‌تواند به افزایش تجربه، مهارت توانشان کمک کند و از آنجا که خودشان، صاحب کار هستند، حقوق معنویشان نیز در کار حفظ می‌شود و بدین‌ترتیب منافع فردی و جمعی به هم گره خواهد خورد. بدین‌سان تشکیل و توسعۀ تعاونی برای زنان سیستانی، بستر مناسبی برای توان‌افزایی آنان ایجاد خواهد کرد تا از سویی توان اقتصادیشان افزوده شود و از سوی دیگر توان آنها را برای چانه‌زنی و تعامل بیرون از مرزهای خانواده و گروه‌های اولیه افزایش داده و بدین نحو عاملیت زنان تقویت و قدرت مدیریت و اثرگذاری آنها بیشتر شود.

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

پیام بانک سینا، حامی اصلی دبیرخانه مدرسه تعاونی

فعالیت های دبیرخانه به روایت تصویر