کارگاه سوم: مبانی اقتصاد مشارکتی و مدرسه تعاونی

(سازوکارهای اجرایی، یادگیری مشارکتی، تعامل با ذینفعان محلی)

 

ساعت برگزاری: 10 الی 13:00

تاریخ برگزاری: 1395/10/16

 

تسهیل‌گران:

خانم آناهیتا اصلاح‌پذیر

آقای شاهو رحمانی

 

 

نقشۀ پراکندگی افراد شرکت‌کننده در کارگاه اول به تفکیک استان‌ها:

 

 

آقای رحمانی: اگر نگاهی به دو کارگاه قبلی بیاندازیم که دیروز برگزار شد ند خواهیم دید که:

در کارگاه اول ضرورت و اهمیت درک نظری مسألۀ مشارکت، بررسی شد و این که اساساً در چه زمینی بازی می‌کنیم و این مسأله عنوان شد که مشارکت را باید در بعد جهانی دید. در کارگاه بعدی آموزش دیدیم که از منظر قانونی تعاونی را چگونه ثبت کنیم؛ اکنون در این نقطه ایستاده‌‌ایم و پس از آگاهی از ضرورت مشارکت، آن را در یکی از ابعاد مهم مسألۀ مشارکت یعنی تعاونی که اولین مصداق اقتصاد مشارکتی است بررسی می‌کنیم.

امروز و در این کارگاه در این مرحله ای قرار داریم که می‌خواهیم مدرسۀ تعاونی تشکیل دهیم؛ حال ببینیم این اتفاق در بقیۀ نقاط دنیا چگونه رخ داده است؟

درواقع، اصول تعاون سرخط نگاه تمام این جنبش در دنیا بوده است و جز این هفت اصل سرمایه‌ای نداریم؛ تفکر و تأمل دربارۀ این هفت اصل و این که چه بازتابی روی مدرسه خواهند داشت مدرسۀ تعاونی را می‌سازد و نهادهایی از دل آن شکل گرفته‌اند که ببینند روح اصول تعاون در این نوع از مدرسه‌داری مراعات می‌شود یا خیر؟ اساساً این نوع مدرسه‌‌داری چرا به وجود آمد؟

تعاون به‌عنوان یک ساخت اقتصاد مشارکتی خود را فراتر از مناسبات بازار و اقتصاد معرفی کرده و افزون بر آن، به‌مثابۀ یک شیوۀ زندگی مطرح شده است. بنابراین، فعالان اجتماعی به این فکر افتادند که چرا حوزۀ تعاون وارد آموزش نشود؛ لذا ضروری بود تعاون وارد آموزش شود. جاذبۀ اولیۀ این طرح مسأله در این بود که اگر عده‌ای تعاونگر، آموزشگر هم بشوند چه اتفاقی می‌افتد؟ منظرۀ جذابی که شکل گرفت این بود که تعاونگر انسانی است که دغدغۀ اجتماعی دارد و به اصولی پایبند است و براساس دموکراسی در سازمان خود عمل می‌کند و در مناسبات اقتصادی خود به تساوی و برابری معتقد است و سود را تقسیم می‌کند. چنین انسانی قاعدتاً باید نسبت و نزدیکی با آموزش که حوزه‌ای اجتماعی و مربوط به خیر همگانی است نیز داشته باشد. این ترکیب رفته‌رفته برای آنها جذاب شد و بنابراین فرض از تفسیر اصول تعاون در فضای مدرسه ساختار جدیدی به نام مدرسۀ تعاونی متولد شد؛ اما دشواری کار دقیقاً در اقتضائات قانونی و شرایط تاریخی  و بومی هر جایی نهفته است. درست است اصول کار تعاونی جهانی هستند؛ اما این که این اصول در چه تاریخی و در چه سرزمینی تفسیر می‌شوند اهمیت قاطع دارد و نتیجۀ نهایی را تغییر می‌دهد. اینکه مناسبات نهادهای مدنی با دولت چگونه است؛ شکل قوانین در هر کشوری و نوع نگاه فرهنگی به مسألۀ مشارکت، اساساً رؤیای یک نوع استاندارد از مدرسۀ تعاونی را غیرممکن می‌کند؛ یعنی ما نمی‌توانیم بگوییم نسخه‌ای که در انگلستان یا جای دیگر هست را عیناً می‌توان اجرا کرد.

این مسأله درخصوص ساختارهای دیگر هم صادق است؛ مثلاً فرمول‌های حاضرآمادۀ توسعه را نمی‌توانیم اجرا کنیم یا فلان فرمول اقتصادی که فلان کشور در خاورمیانه با آن پیشرفت کرده مختص ما نیست؛ چون در زمین دیگری نشو و نما کرده است و نمی‌توان به‌سادگی نتیجۀ آن را به‌عنوان آوردۀ نهایی وارد و اجرا کرد. چون نوع نگرش‌های فرهنگی هر سرزمین مقدم بر کنش‌های اقتصادی و حتی سیاسی آن هستند.

بنابراین کاری که امروز می‌خواهیم انجام دهیم درست مثل آغاز این نهضت در جهان است؛ فرض بر این است که ما به‌عنوان زنان و مردان معلم تصوری اولاً از آموزش و دیگر ساختارهای قانونی در این کشور داریم و اکنون یک تعاونی را هم به ثبت رسانده‌ایم. حال اگر بخواهیم تعاونی‌ای را که تشکیل داده‌ایم با مدرسه ترکیب کنیم  باید اصول تعاون را تفسیر کنیم و این دقیقاً مثل این‌ست که بپرسیم تفسیر ما از اصول تعاون چگونه مدرسه‌ای می‌سازد؟ در آغاز تشکیل نهضت مدارس تعاونی هم همین اتفاق افتاده است؛ یعنی کسانی که در حوزۀ تعاون بودند و وارد آموزش شدند تمام تلاششان برای تفسیر این اصول بوده است. به‌این معنا که اگر می‌خواهم سازمان متبوعم بر اساس نظارت دموکراتیک اداره شود در مدرسۀ تعاونی این اصول به چه شکلی درمی‌آیند؟ این یعنی بررسی درست نسبت آموزگار به دانش‌آموز در تمام جوانب، بازبینی تمام محتواهای درسی به‌گونه‌ای که منعکس‌کنندۀ این اصل باشند، تغییرات لازم در ادارۀ کلاس. همچنین در تک‌تک رفتارهای روزمره‌ای که در چنین سازمانی شکل می‌گیرد و در تمام اتفاقاتی که در کلاس‌ها و در نسبت آموزگار-دانش‌آموز شکل می‌گیرد باید بتوانیم این اصول را به زبان مدرسه ترجمه کنیم.

حال با فرض این‌که تعاونی را تشکیل دادیم و سازوکارهای قانونی آن را می‌دانیم، ثبت قانونی صورت گرفته است و ما نسبت به ضرورت مشارکت و اینکه در فضای جهان امروز مشارکت، امری ضروری است و این که قرار است مدرسۀ تعاونی چه خلأ اجتماعی‌ای را پر کند توافق نظر داریم؛ در این کارگاه مانند کسی که در آغاز راه قرار دارد اصول تعاونی را پیش روی خود قرار داده و در مقابل هر اصل، چارچوب مدرسه را تصویر می‌کنیم. مثلاً اصل نظارت دموکراتیک را در مدرسه چگونه وارد کنیم؟ این اصل را چگونه در محتواهای درسی و یا در نسبت معلم ودانش‌آموز منعکس کنیم؟

 هر گروه قرار است جداگانه این تمرین را انجام دهد.

بنابراین ما در ساختن مدرسۀ خود اگر می‌خواهیم تعاون را وارد آموزش کنیم تغییرات مشخصی باید انجام شود؛ به‌عبارت دیگر الان دنیا دربارۀ بهترین سیستم‌های آموزشی و تکنیک‌های نوین یادگیری حرف می‌زند. حرف و ادعای مشخص زمین تعاونی و آوردۀ آن برای مدرسه چیست؟

می‌خواهیم تعاون‌گر ما آموزش‌گر هم باشد؛ این فرد در ساختاری تربیت شده است که نگاه فرهنگی کلان دارد و نگاهش به دغدغه‌های اجتماعی متفاوت است؛ بنابراین از یک فرد با توانمندی‌های بالا صحبت می‌کنیم؛ نه فقط یک آموزشگر صرف و نه‌فقط یک تعاونگر. این توانمندی دوگانه در مدرسه چه ابعادی پیدا می‌کند؟

اگر در این کار منتظر تفسیری از بیرون یا چیزی مانند یک بخشنامه هستیم مطمئن باشید این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؛ اکنون این ماییم و تفسیر اصول تعاونی در مدرسه و آموزش که امید می‌رود بتواند طرح متفاوتی را ایجاد کند؛ این مقدمه‌ای بود برای این که گروه‌های حاضر در این کارگاه مدرسۀ تعاونی خود را تصویر کنند. تصویری که شما خلق و تخیل خواهید کرد قرار است پیام مهمی را برای فضای آموزشی کشوردر بر داشته باشد.

فعالیت کارگاهی:

اصول جهانی تعاون روی تخته نوشته شده است. گروه‌ها دربارۀ کلیت این اصول به بحث بپردازند و سپس در کار گروهی متمرکز تلاش کنند اصل‌ها را به‌ترتیب در مدرسۀ خودشان اعمال کنند.

 

قبل از ارائۀ گروه‌ها قرار شد انواع مدرسه‌های موجود در ایران معرفی شده و جای مدرسۀ تعاونی در این میان مشخص شود.

منتظری: سوالی که برای دوستان پیش آمد این بود که اگر امکانی برای تشکیل مدرسۀ تعاونی وجود داشته باشد در چه جغرافیایی قابل تصور است؟

نگاه کلی به مدارس ایران نشان می دهد سه دسته مدرسه در ایران وجود دارد. دستۀ اول که حدود 85% از دانش‌آموزان ما در آن تحصیل می‌کنند متعلق به بخش دولتی است؛ بنابراین تعداد زیادی از دانش‌آموزان در این بخش هستند؛ بخش دیگر، بخش خصوصی و غیردولتی است که حدود 10.8%  از دانش‌آموزان در این بخش تحصیل می‌کنند؛ یک بخش میانه هم وجود دارد به‌نام نیمه‌دولتی که حدود 4% از دانش‌آموزان در این بخش تحصیل می‌کنند؛ در یک نگاه کلی متوجه می‌شویم تعاونی در کدام بخش می‌تواند مؤثر واقع شود.

ابتدا از بخش نیمه‌دولتی شروع می‌کنیم، در این بخش، چهار دسته مدرسه می‌بینیم. کمتر از یک درصد از دانش‌آموزان در این مدارس تحصیل می‌کنند؛ تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در این بخش، کاملاً دولتی است. شهریه در نقاط مختلف و مقاطع  مختلف  تحصیلی متفاوت است؛ اما به‌طور میانگین شهریۀ مصوب این مدارس چیزی در حدود 700 هزار تومان است و نیروی انسانی و حقوق و دستمزدها توسط دولت پرداخت می شود؛ ساختمان و تجهیزات این دسته از مدارس را نیز دولت تأمین می‌کند.

دستۀ دوم مدارس، نمونه‌دولتی  هستند که حدود 2.2% از دانش‌آموزان کل کشور را پوشش می دهند. در این مدارس، تصمیم‌گیری‌های مدیریتی با دولت است. میانگین شهریۀ این مدارس حدود هفتصد هزارتومان است؛ نیروی انسانی و حقوق و دستمزدها را دولت تأمین می‌کند.

دستۀ سوم مدارس، هیئت امنایی هستند کمتر از 1% از دانش‌آموزان را پوشش می‌دهند؛ در این مدارس تصمیم‌گیری‌های کلان مدیریتی با هیئت امنا است؛ ترکیب این هیأت از نمایندۀ آموزش‌وپرورش، مدیر مدرسه، افراد دانشگاهی، نمایندۀ اولیا و مربیان، یک معتمد محلی و رییس انجمن اولیا و .. تشکیل شده است و تصمیمات کلان مدرسه در این بخش گرفته می‌شود. این مدارس تا سقف مشخصی اجازه دارند شهریه دریافت کنند. مثلاً سقف شهریه در مدارس ابتدایی تهران یک میلیون تومان است؛ ولی همچنان حقوق و دستمزد و ساختمان و تجهیزات توسط دولت تأمین می‌شود.

آخرین دستۀ مدارس که 1% از دانش‌آموزان را پوشش می‌دهد مدارس سمپاد است؛ تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در این مدارس کاملاً دولتی است؛ شهریه 50 % مدارس خصوصی است که در منطقۀ 2 تهران حدود پنج میلیون تومان است؛ بخش زیادی از نیروی انسانی و حقوق و دستمزد توسط دولت تأمین می‌شود؛ بخشی هم توسط خود مدرسه از طریق جذب نیروی آزاد. ساختمان و تجهیزات این مدارس توسط دولت تأمین می‌شود.

با بررسی این مدارس، می‌توان دریافت که دولت شهریه دریافت می‌کند؛ ولی این شهریه به‌منظور ارائۀ خدمات آموزشی بالاتر از مدارس دولتی است نه برای تأمین حقوق و دستمزد و نه تأمین ساختمان وتجهیزات. مشکل تأمین دستمزد وحقوق و استخدام نیرو برای دولت بر سر جای خود باقی است. مثلاً در سال 95 بودجۀ آموزش‌وپرورش حدود سی هزار میلیارد تومان بوده که 84% آن صرف پرداخت حقوق و دستمزد شده و 16% برای هزینه‌های عمرانی و جاری باقی مانده که این نشان از کسری بودجۀ بزرگی دارد.

معضل پرداخت حقوق و دستمزد و تأمین نیروی انسانی باعث شد که آموزش‌وپرورش بخش دولتی را واگذار کند و این باعث میشد بار دستمزد و حقوق کاهش یابد. از سال 93 تا ابتدای سال 95 حدود نهصد مدرسه و دویست هزار دانش‌آموز به بخش خصوصی واگذار شده است.

آموزش‌وپرورش، ساختمان و تجهیزات و در برخی موارد دانش‌آموزان را به بخش خصوصی داد و در قبال آن از بخش خصوصی خواست که تأمین نیروی انسانی و بخش آموزش را عهده‌دار شود که چالش‌های زیادی را به‌وجود آورد؛ برخی مدارس دولتی خالی شدند و کلاس‌های دیگر مدارس با افزایش جمعیت روبرو شدند تا این مدارس خالی و درنهایت به بخش خصوصی واگذار شوند. در مناطقی که دانش‌آموز هم واگذار گردید به‌ازای هر دانش آموز، چهارصد تا ششصد هزار تومان به پیمانکار آموزشی پرداخت شد و در مقابل آن از بخش خصوصی خواسته شد که شهریه دریافت نکند. درحالی که دولت باید برای هر دانش‌آموز 1.850.000 تومان هزینه کند با واگذاری به این شکل این هزینه را برای سه دانش‌آموز پرداخت می‌کند؛  از سوی دیگر با این کار از بار استخدام نیرو و پرداخت بیمه و بازنشستگی و...خود را آزاد کرد و تنها با پیمانکار بخش خصوصی در ارتباط است که این اقدام عملاً بر روی کیفیت آموزش و حق و حقوق معلمان تأثیر منفی داشته است. به همین دلیل، مجلس این طرح را ملغی اعلام کرد. پس از این، طرح خرید خدمات در مناطق محروم عنوان گردید که در مناطقی که دولت معلم ندارد و  تعداد دانش آموزان کم است صندلی خالی مدارس خصوصی را در اختیار بگیرد و هزینۀ آن را به بخش خصوصی واگذار کند و بدین طریق، دولت نیرو و تجهیزات موردنیاز خود را از طریق این مدارس تأمین کند. و دسته سوم که مدارس غیردولتی یا خصوصی هستند و قاعدتاً همۀ ما با ویژگی این مدارس آشنا هستیم. حال باید ببینیم مدرسۀ تعاونی در کجای این مدارس جای خواهد گرفت.

آناهیتا اصلاح‌پذیر: خالی شدن مدارس اتفاق مهمی است که در حال رخ دادن است و برای آموزش کشور یک خطر محسوب می‌شود و همگی باید مراقب آن باشیم .تمام تلاش پدر و مادرها این است که فرزندان‌شان از آموزش سطح بالاتری برخوردار باشند؛ بنابراین به مدارس بخش نیمه‌دولتی و یا خصوصی مراجعه می‌کنند واین باعث می‌شود که مدعیان آموزش در بخش دولتی کم‌وکم‌تر شوند؛ به این ترتیب قدرت اعتراض در قبال مسائل آموزشی از قبیل وجود معلمان آموزش‌دیده و آموزش‌های نوین و مناسب و...در مدارس دولتی کاهش می‌یابد و به این واسطه کوچ دانش‌آموزان از مدارس دولتی به این مدارس رخ می‌دهد؛ بنابراین دولت تصمیم می‌گیرد مدارس خالی خود را به بخش خصوصی واگذار کند که این آسیب جدی به آموزش است و اصل سی‌ قانون اساسی را عملاً نقض می‌کند.

دولت از یک طرف، خود رقیب بخش خصوصی است و سوبسید به مدارس نیمه‌دولتی می‌دهد و از طرف دیگر، خودش مدرسه‌ها را به بخش خصوصی واگذار می‌کند؛ زمانی که مدرسه به اشخاص واگذار می‌گردد، آنان سرمایۀ خود را وارد مدرسه می‌کنند و انتظار دارند متناسب با بازار و تغییرات آن بهره‌برداری کنند و این خودبه‌خود شهریه‌ها را افزایش و پرداخت‌ها را کاهش می‌دهد و نیروی انسانی را تحت فشار قرار می‌دهد؛ حتی مدارس خصوصی‌ای وجود دارند که معلمان را بیمه نکرده و سنوات و عیدی معلم را پرداخت نمی‌کنند؛ بنده به عنوان معلمی که ده سال در بخش خصوصی تدریس کرده‌ام این مسأله را از نزدیک لمس کرده‌ام.

حال حرف ما این‌ست که در مدرسۀ تعاونی نهضتی را راه‌اندازی کنیم و در این مدارس نوع دیگری از دانش‌آموزان را تربیت کنیم؛ دانش‌آموزانی که اگر یکی از همکلاسی‌هایشان زمین خورد، دیگران به کمکش می‌آیند و این را با هیچ عدد و رقمی و هیچ آزمونی نمی‌‌‌‌توان اندازه گیری کرد؛ فقط با داشتن معلمانی که در چنین مکتبی بار آمده باشند و تعاون‌گری تجربۀ زیستۀ آنها باشد می‌توان به این افق دست یافت. این رویکرد و منش را می‌توانیم به دانش‌آموزان هم منتقل کنیم و این خود، جنبش یا نوع جدیدی از مدرسه است. در ساختار مدارس خصوصی که خود را غیردولتی معرفی می‌‌‌‌کنند و تا کنون نتوانسته‌اند بگویندکه چه هستند؛ فقط عنوان کرده‌اند که دولتی نیستند؛ مدارس خصوصی باید خود را بازتعریف کنند؛ تعریفی که در شأن آموزش باشد و دستاوردی را که به بدنۀ آموزش همگانی برمی‌گرداند مشخص کند.

کدام مدرسۀ خصوصی چنین رسالتی را به‌عهده می‌گیرد؟ کدام مدرسۀ خصوصی حاضر است نسخۀ نهایی و به‌روزشدۀ یک کتاب کار درسی را که  سال‌ها کار برده و مثلاً در مجموع پنجاه میلیون تومان برای آن هزینه صرف کرده است را در اختیار بخش دولتی بگذارد که آموزش عمومی از آن بهره ببرد؟ قطعاً این به ساختارها و نگاه و تعهدات اجتماعی آنان برمی‌گردد نه به نگاه صرف اقتصادی. تجربه نشان داده که هیچ یک از مدارس خصوصی  این گونه رفتار نمی‌کنند، برای این که این ابزار کار آنهاست.

ما دیروز این جا توضیح دادیم که ابزار یکی از منابع قدرت است؛ بنابراین طبیعی است که سعی می‌کنند ابزار را برای خود نگه دارند تا قدرت را کماکان در اختیار داشته باشند و قدرت را برای خود انحصاری کنند. مدرسۀ تعاونی می‌تواند در این زمینه پرچم‌دار باشد و آنچه را که تولید می‌کند در اختیار آموزش عمومی کشور قراردهد؛ چون با یک نیروی انسانی متعهد، پیشرو و صاحب‌کار ( صاحب کار با یک مستخدم برای کاربسیار متفاوت است) طرف هستیم که مدام می‌خواهد، تولیدکند و پیشرو باشد، پس آنچه را که ماه پیش تولید کرده به‌راحتی می‌تواند در اختیار دیگران قرار دهد، چون برای ماه بعد برنامۀ دیگری دارد (البته نه یک نفر بلکه یک گروه برنامه دارند). معلم مدرسۀ تعاونی، کاری را که امسال در کلاس انجام می‌دهد، سال بعد تکرار نمی‌کند؛ چون این بچه ها سرمایه‌هایش هستند و قطعاً این گونه تربیت دانش‌آموز منافعی برای او دارد که البته مالی نیست بلکه حیثیتی است، او خواهد گفت من در مدرسۀ X کار می‌کنم؛ مدرسه‌ای که این نوع از دانش‌آموزان را تربیت می‌کند؛ بنابراین برای این که بتواند به شغلش افتخارکند و بتواند حیثیت معلمی برای خود قائل شود، قاعدتاً باید بستری برایش ایجاد شود که آن بستر متعلق به او باشد، نه این که کارش را مثل یک محصول در اختیاردیگران قرار دهد و خدماتش را بفروشد و تمام شود؛ پس باید جایی برای مدرسۀ تعاونی پیدا کنیم.

اقتصاد ما سه بخش دارد؛ یعنی خصوصی، دولتی و تعاونی؛ اما آموزش در کشور ما دولتی و خصوصی است و این مدارس میانی نیز که در جدول به شما معرفی شد زیر پوشش دولت هستند؛ مدرسۀ تعاونی ناگزیر باید خود را در بخش خصوصی تعریف کند؛ اما بخش خصوصی‌ای که اسم مدرسۀ ملی را با خودش حمل می‌کند و مشارکت ملت و ذینفعان را در ضمن خود دارد و همچنین از مشارکت اولیا و معلمان و شهرداری و شوراها و هم‌محلی‌ها بهره‌مند است.

درساختار مدارس ایران نمی‌توانیم شاخۀ جدیدی ایجاد کنیم؛ اما در دل بخش خصوصی می‌توانیم اتفاق دیگری را رقم بزنیم و این همان رسالتی است که مدرسۀ تعاونی یا هر تعاونی دیگری باید داشته باشد، از جمله قیمت تمام‌شدۀ پایین‌تر. گاهی پرسیده می‌شود شهریۀ مدرسۀ شما چقدر است؟ در پاسخ می‌گویم معادل مدارس خصوصی دیگر؛ گفته می‌شود که شما هم که همان شهریه را می‌گیرید، بله، اما ما 23درصد بیمه پرداخت می‌کنیم و مالیات‌مان را هم کامل پرداخت می‌کنیم، سنوات و عیدی کارکنان را پرداخت می‌کنیم، و حداقل این رسالت را برای خودمان قائلیم که برای معلمان، سطحی از توانمندسازی اقتصادی را ایجاد کنیم و به دانش‌آموزان‌مان خدماتی را ارائه دهیم که در مقایسه با مدارس دیگر می‌توان اطمینان داشت این سطح از خدمات ارائه نمی‌شود. چون خدمات هزینه دارد و مدرسۀ تعاونی از هزینه کردن هراسی ندارد؛ زیرا سود در آن محوریت ندارد؛ البته این به‌معنای ریخت‌وپاش اقتصادی نیست بلکه به این معنا است که تعاونی مدام در فکر توسعه است و دغدغۀ اجتماعی کلان دارد؛ مثلاً آموزش دادن پرسنل و همکاران و به‌روزرسانی آنها را بخشی از سود خود می‌داند و این که امسال چندساعت کلاس آموزشی گذاشته است و چه تعداد از همکاران را ارتقا داده است هم همینطور؛ براساس اصولی که در تعاونی داریم و یکی از آنها آموزش است. بنابراین نمی‌خواهیم شاخه‌ای جدید در مدرسه‌داری ایجاد کنیم، بلکه قصد داریم هویت جدیدی در بخش خصوصی ایجاد کنیم.

مدرسه‌ای را در نظر بگیرید که در خانه‌ای اجاره‌ای احداث می‌شود و دوسال بعد به چلوکبابی تبدیل می‌شود و یا این که دیگران پیشنهاد می‌دهند که : «سود نداره آقا درش رو ببند بده اجاره درآمدش بیشتره »؛ این نگاه یک مدرسۀ تعاونی نیست. مدرسۀ تعاونی نگاهش این است که برای من شغل ایجاد شده و من چندان به سود حاصله کاری ندارم، همین که شاغل هستم، مهم‌ترین بهره را از این جا می‌برم و در این جا عده‌ای صاحب مدرسه‌ای هستند و در آن شاغل هستند و این افراد کاملاً با دیگرانی که بیرون نشسته‌اند و در انتهای سال برای حساب و کتاب سودشان می‌آیند، متفاوت هستند.

در مدرسۀ تعاونی، هیئت مدیرۀ دور از دسترس وجود ندارد که در یک اتاق یا ساختمان دیگری نشسته باشن،؛ در این جا عضو هیئت مدیره، خودش در ساختارمدرسه مدیر دبستان یا دبیرستان یا معاون آموزشی است. چون آموزش را لحظات و جزئیات می‌سازند اگر به آنها نپردازیم کیفیت از دست می‌رود. بنابراین، اینگونه رصد لحظه‌به‌لحظه توسط هیئت مدیره مهم است و همچنین ممیزی و رصد دائم توسط اعضا در مجموعه انجام می‌شود. اگر به موضوع اصلی برگردیم، ما جایمان را به‌عنوان مدرسۀ تعاونی در بخش خصوصی همراه با باز تعریف این بخش و رسالت آن در آموزش تعیین کردیم.

نمونه‌هایی مانند مدرسۀ مهران و مدرسۀ فرهاد خیلی از زمان ما دور نیستند؛ مدارسی که سبک نو آورده‌اند و در واقع روش‌هایی از خود به‌جای گذاشته‌اند که ما از آنها برداشت کرده‌ایم؛ باقی مدارس خصوصی ما نیز باید به همین سمت بروند که در آموزش پیشرو باشند و آورده‌ای داشته باشند و اگر هزینه‌ای دریافت می‌کنند، آن هزینه را صرف آموزش عمومی کنند و بخش دولتی و آموزش عمومی کشور را نیز در این دستاوردها سهیم کنند. بنابراین تمام هم‌وغم ما این است که دولت از بار مسئولیت‌هایش شانه خالی نکند و مدارس را خالی کند و وظیفه و رسالت اصلی خود را به‌تمامی انجام دهد. این رسالتی است که مدارس تعاونی باید برای خود قائل شوند چون مسئولیت دولت در زمینۀ خدمات عمومی همچون بهداشت، آموزش، مرزبانی و امنیت کشور را نمی‌توان برون‌سپاری کرد؛ نمی‌شود گفت شما بروید پیمانکار مرزهای کشور شوید. در این صورت چه اتفاقی می دهد؟ این برایمان ملموس است، اما وقتی می‌گوییم پیمانکار آموزشی شوید دونسل طول می کشد تا بفهمیم چه بلایی بر سرمان آمده است؟ بنابراین تعریف جدید در بخش خصوصی که بیشتر ماهیتی است نه ساختاری می‌تواند ما را از این سونامی وحشتناک واگذاری به بخش در آموزش نجات دهد .

آقای رحمانی: این مطالبی که تا کنون گفته شد مسیر چند ماهۀ ما را تا رسیدن به همایش نشان می‌دهد؛ ما در ابتدا روی تفاهم‌نامه کار کردیم و با توجه به واگذاری‌های مرسوم در وزارت‌خانه  به این مسأله امید بسته بودیم که آیا بخش تعاونی هم می‌تواند در  این واگذاری‌ها سهمی ببرد؟ نگاهی به انواع مدارس، به ما نشان داد که مدرسۀ تعاونی از آن‌جا که تأکیدش عمدتاً بر روی عرضۀ روش‌ها و اصولی است که امروز آموزش کشور از آنها محروم است، دراین واگذاری‌ها جذابیتی برای ساختار آموزشی و وزارتخانه‌ای ندارد؛ زیرا نمی‌تواند هزینه‌ها را سرشکن کند و فقط یک ادعای جدید و یک برند جدید را اضافه می‌کند که برای تعاونگرها هم می‌تواند مضر باشد. تمام مطالب گفته‌شده دلایل ما روشن می‌کند که چرا در همایش بر روی بخش خصوصی متمرکز شدیم؛ اما نه بخش خصوصی با رویکرد کالایی بلکه بخش خصوصی با یک نگاه دیگر، این نتیجۀ همایش است؛ بنابراین ما می‌خواهیم، یک مدرسۀ تعاونی در بخش خصوصی ایجاد کنیم.

گروه‌ها مدرسۀ خود را براساس اصول تعاون بنا نهادند و خلاصۀ آن را ارائه کردند:

 

گروه اول :

  • هدف مشترک گروه: توسعۀ عدالت آموزشی و اجتماعی
  • اصل عضویت آزاد و اختیاری: فراخوان عضوگیری می‌دهیم
  • شاخص عضوپذیری: میزان تحصیلات و داشتن روحیۀ مشارکتی، سابقه وتجربۀ کار آموزشی برای ما مهم است
  •  آموزش: برگزاری کارگاه‌هایی برای اعضا که میزان مشارکت افراد و بقیۀ شاخص‌ها را بررسی  کنیم.
  • کنترل دموکراتیک اعضا: انتخاب هیئت‌مدیره از میان اعضا

خانم اصلاح‌پذیر: تفاوت تعیین هیئت‌مدیره در این جا با یک شرکت خصوصی این است که هر فردی یک حق رأی دارد و این جا سرمایه حرف نمی‌زند و هر عضو با یک رأی، حق مشارکت در تعیین هیئت‌مدیره را دارد.

  •   مشارکت اقتصادی اعضا: هر فرد حق عضویت می‌پردازد

خانم اصلاح‌پذیر: اگر فردی شرایط عضویت در تعاونی شما را داشته باشد اما سرمایه کافی در اختیار نداشته باشد چه می‌کنید؟

پاسخ گروه:اگر شخصی توان مالی نداشت، شرایط پرداخت برای او تعیین می‌کنیم؛ مثلاً از حقوق او برای خرید سهامش کسر می‌کنیم .

خانم اصلاح‌پذیر: در تعاونی سهام‌دار و سهام نداریم بلکه عضو و حق عضویت داریم.

  • استقلال و عدم وابستگی : به گروه و سازمانی وابسته نباشیم .

خانم اصلاح‌پذیر: اگر مثلاً آموزش‌وپرورش به شما پیشنهاد ساختمان دهد آیا این سبب وابستگی می‌شود؟ چه مخاطراتی دارد؟

پاسخ گروه : مجبور به اجرای خواسته‌های آن سازمان یا نهاد می‌شویم.

بنابراین عدم مداخلۀ بخش دولتی یا هر سازمان دیگری که تسهیلات خاص بدهد در این جا اهمیت دارد.

یکی از حاضران کارگاه: باید دقت کنیم که عدم دخالت آموزش‌وپرورش در مفاد آموزشی امکان ندارد و این بخش کاملاً توسط این نهاد تعیین می‌شود.

آقای رحمانی: بله ، با توجه به این که آموزش در کشور ما متمرکز است حرف شما صحیح است؛ ما از استقلال در کمترین حدی از آن صحبت می‌کنیم که یک سازمان می‌تواند برای خود تعریف کند؛ به‌گونه‌ای که وابستگی در زمینۀ منابع مالی وایدئولوژیک خود را قطع بکند، برای مثال در بحث واگذاری‌ها اگر ما از دولت زمین و مستغلات دریافت کنیم وابستگی بیشتر می‌شود؛ اساساً به این دلیل است که کار کارگاهی و نوع توانمندسازی معلمان را بر روی ایجاد مدارس تعاونی متمرکز کردیم که دست‌کم به‌لحاظ منابع مادی استقلال خود را حفظ کنند.

خانم اصلاح‌پذیر: ما تیپ‌های مختلفی از مدارس را می‌شناسیم؛ مثلاً برخی مدارس المپیادکار هستند؛ برخی کنکوری کار می‌کنند و ...بنابراین، روش‌های مختلف دارند. و در تعیین فوق‌برنامه‌ها و روش‌های تربیتی و انتخاب خانواده و دانش‌آموز دست ما باز است ولی اگر از سازمانی یا نهادی کمک بگیریم این استقلال از بین می‌برد.

  • مسئولیت اجتماعی : توسعه عدالت آموزشی و اجتماعی

خانم اصلاح‌پذیر: یعنی اینکه شما تعاونی تشکیل نداده‌اید فقط به این دلیل که سود دارد و حقوق وزارت کاری به کارکنان بدهید و شهریۀ بالا دریافت کنید پس نگاه به توسعۀ عدالت آموزشی است با این که بخش تعاونی هستید

  • اصل تعاون میان تعاونی‌ها: شبکه‌سازی با تعاونی‌های دیگر و تشکیل اتحادیه

خانم اصلاح‌پذیر: شبکه‌سازی در کشور ما سخت است؛ زیرا مدارس می‌ترسند که شبکه تشکیل دهند و به این واسطه، معلمان و محتوای آموزشی خود را از دست بدهند؛ اما حداقل می‌توانیم با تعاونی‌های دیگری که هم‌گروه ما نباشند شبکه تشکیل دهیم مثل خدماتی‌ها، تاکسی‌داران برای سرویس بچه‌ها یا با کسانی که در زمینۀ دوخت ودوز برای لباس فرم و....کار می‌کنند.

گروه دو :

  • مسئولیت اجتماعی: ایجاد اشتغال

خانم اصلاح‌پذیر : چرا تعاونی دیگری برای اشتغال‌زایی تأسیس نمی‌کنید؟ مثلاً مرغداری؟

پاسخ گروه : با توجه به تخصص و دیدگاه آموزشی مؤسسین، مدرسۀ تعاونی تأسیس کردیم.

  • شرایط عضویت: اعضا اغلب سابقۀ آموزشی داشته باشند؛ با توجه به این که مؤسسه نیاز به مشاغلی مانند حسابدار و ...دارد لازم است اعضایی با این تخصص‌ها جذب شوند.

خانم اصلاح پذیر: وقتی در حوزه‌های دیگر مانند بخش امور اداری و حسابداری و خدمات و ... عضو می‌پذیریم باید دقت کنیم این افراد از جنس معلم باشند و شأن معلم را درک کنند و همین‌طور در استخدام و انتخاب نیروی انسانی هم باید این دقت داشته باشیم.

  • آموزش: روحیه مشارکتی را با آموزش در اعضا ایجاد می‌کنیم.

سطح تحصیلات: تحصیلات مرتبط داشته باشند.

یکی از حاضران در کارگاه : اگر بخواهیم یک مدرسه در شهر تهران راه‌اندازی کنیم به چقدر سرمایه نیاز داریم؟

خانم اصلاح‌پذیر: حداقل دو میلیارد تومان

پرسش: وقتی جایی تازه شروع به کار می‌کند آیا اعضا اعتماد می‌کنند که سرمایۀ خود را به تعاونی بسپارند؟

خانم اصلاح‌پذیر: نباید فراموش کرد که تعاونی انواع مختلفی دارد و ما در این کارگاه دربارۀ تعاونی کارگری صحبت می‌کنیم، یعنی نوعی از تعاونی که شاغلین عضو هم هستند و شما دارید شغل ایجاد می‌کنید و این دیگر نگاه صرفاً سودمحور نیست. تمام حسن این تعاونی در این است که عضو تعاونی شاغل است یعنی با اندک سرمایه‌ای که در اختیار داشته برای خود شغل ایجاد کرده است؛ اتفاقاً در بخش تعاون ریسک به حداقل می‌رسد؛ زیرا اعضا تمام سرمایه و زندگی خود را وارد نکرده‌اند و نگاه اعضاء صرفاً به بازده مادی و سود نیست، بلکه به ایجاد شغل و مسائل ارزشی و اصولی دیگری هم هست.

پرسش: اگر مدرسه و شغل ایجاد کردیم اما نتوانستیم دانش‌آموز جذب کنیم چگونه باید حقوق معلمان را پرداخت ‌کنیم؟ قاعدتاً در سال اول آغاز کار، دانش‌آموز کم است.

خانم اصلاح‌پذیر: شما برای ایجاد مدرسه ابتدا باید طرح تجاری بنویسید و در آن‌جا حقوق معلم و حداقل دانش‌آموز را باید پیش‌بینی کرده باشید. حسن بخش تعاونی این است که در سال اول می‌توانیم از اعضا بخواهیم که بخشی از حقوق خود را با بالابردن حق عضویت دریافت کنند.

یکی از حاضران در کارگاه: در رابطه با مطلب و پرسش مطرح شده باید عرض کنم که مجموعه در ابتدای کار ارزیابی می‌کند که ما با چه مبلغی شروع به کار می‌کنیم و شرایط شروع را تعیین می‌کنیم؛ مثلاً محاسبه می‌کنیم که با جذب 20 دانش‌آموز می‌توانیم حقوق را پرداخت کنیم و ما اعضای تعاونی این خدمت‌مان را از تعاونی طلب خواهیم داشت و جزو اندوختۀ ما برای آیندۀ تعاونی و پیشرفت آن است که بعد از رشد تعاونی وصول خواهیم کرد و از تعاونی بستانکار خواهیم بود. اگر بعدها دیدیم که با این تعداد دانش‌آموز و شرایط موجود ادامۀ کار امکان‌پذیر نیست، طبیعتاً ادامه نمی‌دهیم.

خانم اصلاح‌پذیر: صبر برای رسیدن به سود در تعاونی معمولاً از صبر برای رسیدن به سود در بخش خصوصی بیشتر است و این خود از عناصر تداوم‌بخش فعالیت‌های تعاونی است.

مشارکت اقتصادی: سرمایه‌گذارانی را عضو می‌کنیم که دیدگاه فرهنگی داشته باشند.

گروه سوم :

  • شرایط عضویت: استفاده از نیروهای حق‌التدریس باتجربه، چون دغدغۀ امنیت شغلی دارند. از طریق تهیه پرسشنامه بررسی می‌کنیم آیا اعضا به اصول مشارکتی پایبند هستند،  تحصیلات  مرتبط دارند و اینکه آیا می‌توانند برای ما محتوای آموزشی تولید کنند.
  • کنترل دموکراتیک اعضا: همان سازوکار پیشنهادی تعاونی بسیار کارآمد است. بنابراین در اولین گام هیئت مدیره را از بین اعضا انتخاب می‌کنیم.

خانم اصلاح‌پذیر: برای نظر معلمان یا اعضای دیگر تعاونی چه پیشنهادی دارید؟

 پاسخ گروه: با تشکیل شوراها ( مانند شورای معلمان و.. ) در موقعیت‌های مختلف از طریق رأی‌گیری، تصمیم می‌گیریم.

خانم اصلاح‌پذیر: بنده در این جا در مورد سازوکار مدرسۀ خودمان به قصد انتقال تجربه توضیح می‌دهم؛ ما تعدادی دپارتمان تخصصی آموزشی داریم مانند دپارتمان زبان، مشاوره، ریاضی و.....  این دپارتمان‌ها مسئولینی دارند که با یکدیگر در ارتباط هستند. سطحی از دانش عمومی را برای مقاطع مختلف در نظر گرفته‌ایم که این دپارتمان ها با همکاری یکدیگر موظفند این خروجی نهایی را تأمین کنند. خیلی از پیشنهادها از این دپارتمان‌ها به بخش آموزش داده می‌شود که بخش آموزش همخوانی آنها را با اهداف کلی می‌سنجد. بخش دیگری که از بخش آموزش جدا نیست، بخش اجرایی است؛ فرضاً دپارتمان و بخش آموزش، تصمیمی را اتخاذ کرده‌اند؛ اگر کسانی که باید اجرا کنند در فرایند تصمیم‌گیری نبوده باشند متوجه هدف کارنخواهند شد یا با این تصور که آن‌چه گفته شده صرفاً یک دستور است آن را انجام نمی‌دهند یا به به‌شکل قالبی و مکانیکی آن را اجرا می‌کنند. بنابراین گروه‌های آموزشی و اجرایی در کنار یکدیگر راجع به عملیاتی شدن و شیوۀ اجرا فکر می‌کنند و گاهی طرح در همین مرحله برمی‌گردد؛ بنابراین تصمیمات در یک کارگروهی و مشارکتی در حالت ایدئال، از پایین به بالا ساخته می‌شوند.

  • مشارکت اقتصادی:  همکارانی که توان پرداخت حق عضویت کامل را ندارند به‌صورت قسط‌بندی و کسر از حقوق آن را پرداخت نمایند.

خانم اصلاح‌پذیر: پیش‌فرض ما این بود که ما در حال تأسیس تعاونی هستیم؛ در نتیجه این پیشنهاد برای مدرسه‌ای که در بدو تأسیس است چندان کارامد نیست؛ ولی چون دوستانی هم هستند که در حال حاضر مدرسه دارند و می‌خواهند ساختار مدرسه را به‌شکل تعاونی تغییر دهند این پیشنهاد برای آنان مناسب است؛ در این جا صندوقی وجود دارد که می‌تواند به افراد تسهیلاتی بدهد و دغدغۀ ناتوانی در پرداخت مبلغ اولیه از روی دوش دوستانی که می‌خواهند عضو شوند، برداشته می‌شود.

  • استقلال و عدم وابستگی: استفاده از امکانات سازمان‌های دیگر به شرط عدم دخالت در امور داخلی مدرسه
  • مسئولیت اجتماعی: نگاه ما توسعۀ عدالت آموزشی است.
  • آموزش: استفاده از تجربۀ افراد با تجربه‌ای که عضو هستند برای آموزش نیروهای جوان.

خانم اصلاح‌پذیر: در مدرسۀ ما اتفاق دیگری رخ می‌دهد، ما می‌گوییم گاهی اوقات آن تجربه برای ما مثل سم است.  نیروی جدید و تازه نفس بگیرید و آن گونه که می‌خواهید تربیت کنید و گاهی باید ذهن آن فردی که تجربه‌ای از بیرون می آورد را خالی کنید و بعد تازه روش خود را به او بیاموزید؛ ولی وجود هر دو نیرو در کنار هم ضروری است. تعاونی که تازه پا گرفته است قاعدتاً به این سمت می‌رود که نیروهایش را خودش تربیت کند؛ گاهی رزومه ای با 35 سال سابقه را رد می‌کنیم و کسی را که تازه فارغ‌التحصیل شده است می‌پذیریم؛ چون این نیرو هم انگیزه دارد و هم ماندگار است.

یکی از حاضرین در کارگاه: تعاونی در جذب نیرو در قسمت‌های اداری و خدماتی آزاد است؛ ولی در بخش آموزش، حتما باید از کانال گزینش آموزش‌وپرورش بگذرد و اعضا باید حتماً از این نکته اطلاع داشته باشند.  

خانم اصلاح‌پذیر: تمایز بخش تعاونی با خصوصی در این است که بخش خصوصی در این جا ریسک نمی‌کند و ممکن است به‌راحتی فردی که گزینش نشده را کنار بگذارد یا این که در قبال دریافت برخی امتیازها او را پنهانی نگاه می‌دارد؛ اما بخش تعاونی نیروی خود را به‌راحتی جایگزین نمی‌کند و قدرت ریسک دارد؛ چون در بخش تعاونی تعداد زیادی از اعضا باید تبعاتش را بپذیرند نه یک نفر؛ بنابراین در این دست موارد، حمایت در بخش تعاونی بیشتر از سایر بخش‌هاست.

  • شبکه‌سازی: ارتباط با تعاونی‌های دیگر
  • گروه چهار:
  • پذیرش اعضا: پیشنهاد ما برای تعاونی تازه‌تأسیس‌مان این است که اولیا را هم به‌عنوان عضو بپذیریم.

خانم اصلاح‌پذیر: اگر اولیا بدنۀ اصلی تعاونی را تشکیل دهند چه مخاطراتی دارد؟

تجربه نشان داده است پدر و مادرها با چه دیدگاهی عضو یک مدرسه می‌شوند که فرزندشان آنجا تحصیل می‌کند؛ آنها خواه‌ناخواه دنبال نفوذ هستند. هنوز این فرهنگ بین اولیای ما وجود ندارد و درواقع با این کار، سیاست مدرسه را در اختیار آن ها قرار می‌دهیم.

پاسخ گروه: با این نظر موافقیم که عضوپذیری از اولیا حداقلی باشد؛ ولی می‌توانیم نگاه خوشبینانه هم داشته باشیم که اولیا نیازهای دانش‌آموزان را از نزدیک به‌خوبی می‌شناسند؛ بنابراین گاهی می‌توانند نظرات سازنده‌ای به ما بدهند که به پیشبرد اهداف ما کمک کند.

خانم اصلاح‌پذیر: این نظرات و اطلاعات را ما به شیوۀ بهتری در مدرسۀ خودمان کسب می‌کنیم؛ اعضای تعاونی با یک تخفیف قابل‌ملاحظه فرزندان خود را در راه رشد ثبت‌نام می‌کنند؛ این ارتباط مدرسه با اولیا سبب می‌شود که آنها اطلاعات و نظرات ارزشمندی را به مجموعه بر‌گردانند. در حال حاضر  در تمام پایه ها از مهد کودک تا دبیرستان همکارانی داریم که فرزندان‌شان در راه رشد تحصیل می‌کنند؛ بنابراین نظرات و اطلاعات از کانال صحیح و با نیت درست به ما می‌رسد .

یکی از مزیت‌های مدرسۀ تعاونی برای معلمان باید این باشد که بتوانند از این خدمات آموزشی برای فرزندان خود استفاده کنند؛ حتی در مورد اعضایی که فرزند ندارند این امکان را در اختیار اقوام ایشان مانند خواهرزاده یا برادرزاده قرار داده‌ایم تا به هر شکل که شده این پل ارتباطی از دست نرود.

  • آموزش: آگاه‌سازی اعضا نسبت به هفت اصل تعاونی
  • گروه پنج:
  • پذیرش اعضا: متخصصینی که مجموعه به آنها نیازدارد همچون پزشک، روانپزشک و متخصصین تعلیم وتربیت باید عضو باشند و همچنین کادری که شاغل هستند چه اجرایی باشند چه آموزگار؛ ترجیح می‌دهیم میانگین سنی اعضای ما 25 تا 35 سال باشند.
  • مسئولیت اجتماعی: حفاظت از محیط زیست و توسعۀ پایدار
  • مشارکت اقتصادی: حداقل حق عضویت را تعیین می کنیم. با صحبتی که در گروه داشتیم بیست  میلیون تومان را برای شرایط کنونی مناسب می‌دانیم.

 

  • گروه شش: 
  • اصل عضویت آزاد و اختیاری: از طریق فراخوان عمومی عضو می‌پذیریم
  • پذیرش اعضا: پس از بررسی اعضا، گروهی را که به اهداف ما نزدیک‌تر است، انتخاب می‌کنیم.
  • آموزش: این گروه را آموزش می‌دهیم و با اهداف و اصول تعاونی آشنایشان می‌کنیم.
  • ویژگی اعضا: از نیروهای جوان استفاده می‌کنیم و در کنار آنها از اعضای افتخاری بهره می‌گیریم که تخصص‌های موردنیاز مجموعه را داشته باشند. اعضا باید ازخودگذشتگی و ایثار و همدلی داشته باشند.

خانم اصلاح‌پذیر: این راه‌حل خوبی است. این ساختمان دبیرستان را یکی از وابستگان  اعضای تعاونی ساخت و آن زمان دستمزد را نمی‌توانستیم پرداخت کنیم؛ اما بعد از اتمام ساختمان سهام به ایشان داده شد و نقدینگی از مجموعه خارج نشد.

یکی از حاضران در کارگاه: در آموزه‌های دینی ما، ایثار و عشق به کار وجود دارد که بنده در تعاونی آموزشگاهی خودم این روحیه را تجربه کرده‌ام. یک نمونه را اینجا بیان می‌کنم؛ برای مدرسه قبض گازی به مبلغ دومیلیون و پانصد هزارتومان آمده بود و مدرسه سرانه‌ای برای پرداخت آن نداشت؛ از تعاونی کمک گرفتم؛ اعضا را جمع کرده و مشکل رابیان کردم و گفتم که اگر بخواهیم این مشکل را حل کنیم، نمی توانیم سود را امسال به شما بدهیم؛ آیا موافقید این مسئله را حل کنیم؟ تمام اعضا موافقت کردند و این عشق به کار را در ما بیشتر کرد.

دانش‌آموزی داریم که توان مالی ندارد و ما از طریق تعاونی هزینه‌های او را پرداخت می‌کنیم؛ این دانش‌آموز خیاط خوبی است و دیدیم که چرخ خیاطی ندارد؛ در تعاونی عضو است و درکارگاه تولیدی از استعدادش استفاده می‌کنیم.

 

در پایان، این نکته بازگو شد که دقیقاً ظرافت کار مدرسۀ تعاونی در به ثمر رساندن چنین بحثی است و این نیازمند کوشش و صرف وقت بسیاری از سوی آموزگارانی است که می‌خواهند این نوع از مدرسه‌داری را تجربه کنند. و این چیزی نیست که در یک کارگاه و در یک نشست انجام شود.

پس از آنکه این تمرین با استقبال حاضران مواجه شد، دست‌اندرکاران دبیرخانۀ همایش مدرسۀ تعاونی و مدارس عضو در اتحادیۀ تعاونی‌های آموزشی استان تهران وعده کردند که این گفت‌وگو را ادامه دهند و بحث در این باره را به ثمر برسانند و به نقشۀ جامعی از اعمال اصول تعاون بر مدرسه دست یابند.

 

 

 

 

 

 

پیام بانک سینا، حامی اصلی دبیرخانه مدرسه تعاونی

فعالیت های دبیرخانه به روایت تصویر

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید